به گزارش خبرنگار مهر، بختآور پس از تجربه مجموعه های طنز موفق در عرصه تلویزیون در اولین حضور سینمایی هم تکیه خود را بر اندوختههایش از این مدیوم قرار داده و این گونه است که "دایره زنگی" فیلمی است که بیشتر از مدیوم سینما به تلویزیون پهلو میزند.
مجموعههای "من یک مستأجرم"، "یادداشتهای کودکی"، "پشت کنکوریها"، "افزونهخواه کوچک" و ... که برخی مخصوص مناسبت ماه رمضان و برخی هم در روال عادی مجموعههای هفتگی سیما پخش شدند، علاوه بر تثبیت چهره این کارگردان به عنوان علاقمند و آگاه در عرصه طنز و کمدی، همکاری او را با اصغر فرهادی (همسرش) به عنوان نویسنده و یک مهره تعیین کننده حتی پشت تفکر مرکزی این کارها تثبیت کردند.

به این ترتیب این انتظار منطقی است که بختآور برای اولین ساخت اولین فیلم سینمایی خود هم به سراغ قصهای از فرهادی برود. فرهادی که خود فیلمسازی صاحب سبک با آثاری چون "رقص در غبار"، "شهر زیبا" و "چهارشنبه سوری" است و در نگارش فیلمنامههای "ارتفاع پست" و "کنعان" هم شراکت داشته، از معدود سینماگرانی است که با وجهه دوگانه کارگردان ـ فیلمنامهنویس منصفانه برخورد کرده و حاصل کار او در هر دو حیطه قابل بحث و قبول بوده است.
دغدغههای اجتماعی فرهادی با ساخت مجموعه "داستان یک شهر" در تلویزیون تثبیت شد و شاید تلخی و واقعگرایی مجموعه در کنار طنز ظریف که به گونهای کمرنگ به کارهایش وارد شد، قوامی خاص به آثارش بخشید. گفتن از ویژگیهای کار فرهادی در ابتدای مطلبی که قرار است به "دایره زنگی" بپردازد، بیشتر از این جهت اهمیت دارد که فیلم نقطه قوت و امتیاز اصلی خود را از فیلمنامه تو در توی این نویسنده دریافت کرده و وامدار آن است.
این وجه وقتی پررنگتر میشود که ریشهها و ارجاعات اجتماعی فیلم بیش از جمع عظیم بازیگران و یا حتی شوخی و طنز خاص کلیت کار در مخاطب رسوب میکند و در واقع قابل بحث به نظر میآید. نوع ساختار چرخشی که در سینمای ایران به گونههای مختلف تجربه شده و در واقع امتحان خود را پس داده، در "دایره زنگی" جلوهای جدید پیدا کرده است.
در فیلمهایی با ساختار چرخشی معمولاً یک شیء، فرد، حادثه مرکزی یا یک مفهوم بهانهای میشوند تا به خطوط داستانی، زندگیها و افراد مختلف سرکشی کنیم و با تشکیل یک مجموعه پیوسته از روایت های به ظاهر پراکنده، به نوعی غیرمستقیم یک تم محوری کالبدشکافی شود.
در "دایره زنگی" شخصیت شیرین (باران کوثری) چنین کارکردی پیدا میکند که البته وجه نمادین حضور وی در کنار زنانگی حضورش به ترکیبی خاص و کارکردی دوگانه میانجامد. شیرین دختری جوان و امروزی است که خط اصلی روایت پیگیر یک روز از زندگی او با مشکلات خاصش است.
نکتهای که میتواند حضور شیرین را از سطح یک تمهید تکنیکی فیلمنامهای ارتقا دهد و به آن هویت بخشد، نوعی افشاگری تدریجی در معرفی این شخصیت است که در انتها تکمیل شده و برگ برنده پایان را برای خود حفظ میکند. شیرین از ابتدا به عنوان دختری معرفی میشود که بر اثر عجله با خودرو پدرش تصادف کرده و یکروز فرصت دارد آن را تعمیر کند و به پدرش بازگرداند.
این آغاز موقعیتی فراهم میکند تا حضور نمایشی او در آپارتمان وجه منطقی داشته باشد، هر چند در پایان بازی رندانه شیرین با پسران جوان مقابلش تصویری متفاوت از او ارائه میدهد. معصومیتی که در بخش میانی تلاش شده به عنوان ویژگی شیرین در نظر گرفته شود و حضور او در خانه ساکنان آپارتمان را اتفاقی و بیخطر جلوه دهد، در انتها بدل به تصویر دختری فرصتطلب میشود که همه را سر کار گذاشته و با بازگشت به میان مردم جامعه ریسک خطرسازی دوباره او را بالا برده است.
فیلم در بخش ابتدایی برای چینش شرایطی برای حضور نمایشی شیرین، بیش از حد درگیر روابط منطقی و علت و معلولی شده و کمیتی عمده را به چیدن مقدمات به عنوان بهانه ورود او اختصاص داده است. در حالیکه این روند میتوانست موجزتر و ساده تر پرداخته شود و ورود شیرین و محمد (صابر ابر) که برای کمک به شیرین همراهش شده، به آپارتمان روندی پویاتر پیدا کند.
در بخش آپارتمان که اشلی کوچک از اجتماع پیرامون است، شخصیتپردازی آدمهای حاضر با توجه به تعدد آنها کمک کرده تا رنگین کمانی از طیف های متنوع اجتماع با خاستگاههای مختلف شکل بگیرد که نقطه قوت کار است. در عین حال برای اینکه صرفاً حضور شیرین باعث ارتباط این آدمها نشود (بعد زنانه شیرین)، از تمهید نصب ماهواره برای این منظور استفاده شده است.
به این ترتیب همان وجوه انتقادی و ریشه های قابل بحث فیلم شکل میگیرند که البته باید آن را از زیر لایه ضخیم طنز و شوخی های فیلم کالبدشکافی کرد. ماهواره به عنوان نشانه ای از دنیای مدرن که متجاوزانه به بافت زندگی سنتی افراد جامعه وارد میشود، تقابل سنت و مدرنیته در جامعهای آشفته و بحران زده را بدل به تم اصلی فیلم "دایره زنگی" میکند.
جامعه ای که هنوز برای استقبال از این مهمان ناخوانده مهیا نشده و در واقع پای بست سست آن در مواجهه با مهمان متجاوز در حال فرو ریختن است. در واقع حضور مدرنیته را در بافت قصه میتوان به همان طوفانی تشبیه کرد که در طول فیلم نشانههای آن هم به طور عینی حس شده، با حرکت شیرین به خانه ساکنین شروع به وزیدن کرده و با خود باری از آشفتگی و تقابلهای چندگانه را به همراه میآورد.
تقابل همسایه با همسایه، زن با شوهر، پسر با پدر، شاگرد با معلم و ... همه و همه زیر سایه این حضور نمادین امکانپذیر میشود و لایه های زیرین فیلم را دلچست تر و جذاب تر از رویه مغشوش کار می کند که به گونه ای افراطی بر آشفتگی موجود در آن دامن زده شده، در حالیکه بستر قصه و اتفاقات و روند ماجرا خود سازنده چنین فضایی است.
به عنوان مثال قاب بندیهای تصاویر، شیوه فیلمبرداری دوربین روی دست و ... برخی از مواردی هستند که این وجه را به سطح و رویه فیلم آوردهاند. در واقع فیلمساز به زعم خود خواسته در راستای تم فیلمنامه، همه وجوه تصویری را هم به خدمت بگیرد غافل از آنکه گاهی موکد کردن بیش از حد، به نوعی حرف و فضای درونی فیلم را هجو کرده و نزول میدهد.
فضای شوخیها و طنز فیلم هر چند آشنا و مورد علاقه فیلمساز و بستری مناسب برای بردن انتقادها و ارجاعات فیلم به لایههای درونیتر است، اما حرکت بر مسیرهای تکراری از شوخی با روابط و آدمها که گاه به لودگی و طنز سطحی پهلو میزند، باعث شده فضا به جای تفاخر بر بستر طنز انتخابی از آن لطمه ببیند. از این رو مخاطب احساس میکند با نسخه سینمایی شوخیهای آشنا و سطحی تلویزیون مواجه است که جز مفرح بودن نیازی برطرف نمیکند و اینجا لایههای عمیق و درونی مهجور میماند.

در واقع "دایره زنگی" میتوانست فیلمی بهتر، جالب توجهتر و فاخرتر باشد اگر رنگ و لعاب ظاهری آن تا این حد چشمگیر نبود، اگر تا این حد بر حضور چهرههای برجسته در کوچکترین نقش های آن اصرار نمی شد و اگر ... کارگردانی در خدمت فیلمنامه بود و تلاش نمی کرد خود را از فیلمنامه جلو بیندازد.
در خلاصه داستان "دایره زنگی" که از آخرین روزهای سال 86 بر پرده سینماهای تهران و شهرستانها رفته آمده: شیرین و محمد تنها تا پایان روز فرصت دارند هزینه تعمیر خودرویی را که با آن تصادف کردهاند تأمین کنند. این دو به ناچار راهی خانهای در شمال شهر میشوند تا با کاری که انجام میدهند پول مورد نیاز را تأمین کنند.
در این فیلم مهران مدیری، باران کوثری، صابر ابر، امین حیایی، بهاره رهنما، امید روحانی، نگار فروزنده، حامد بهداد، محمدرضا و ملیکا شریفینیا، گوهر خیراندیش، نیلوفر خوشخلق، نیما شاهرخشاهی، اکرم محمدی، امیر نوری، محسن قاضی مرادی، کیانوش گرامی و آفرین چیتساز به ایفای نقش میپردازند.


نظر شما